تبليغاتX
اری..میدانم!!..حرفهایم همه پرتکرار است

اری..میدانم!!..حرفهایم همه پرتکرار است




بزرگ شديم و بزرگتر....خيلي بزرگ !

انقدر كه ديگر كوچكترها را نخواستيم ببينيم.....

كوچكترها از نگاه ما فقط كوچك بودند...

كوچكترها بزرگترهايي بودند از بزرگ ترها هم بزرگ تر....

براي كوچكترها مهم نبود از نگاه ما بزرگ باشند يا نه........

چون بزرگ بودند....

آنوقت ..ما كوچك شديم و كوچكتر...خيلي كوچك !

انقدر كه ديگر................



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 13:26  توسط ماریان  | 

 

 

خدایا.....

 به خوبان عزت داده ای و

 

به بدان........ ثروت

 

نکند ما به تماشای جهان امده ایم ؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 16:55  توسط ماریان  | 

 

مدت ها میشد که سمت نوشتن و این وبلاگ نیومده بودم...زمونه بدجوری پاشو پیخ گلوم فشار میداد..

حالام نه اینکه برداشته باشه ها....نه...فقط داره اجازه میده یه کم گاهی نفس بکشم..

فکرکنم ترسیده تلف بشم و بمونم رودستش...تازه اونوقت کسی نیست که هی وقت وبی وقت حالشوبگیره ودوره هم بادوستاش به ریش مابخنده.....

والله مابه همین گاه وبی گاه نفس کشیدنم راضییم...

مرگ ما بزار گاهی حس کنم که دست ازسرمابرداشتی و..........

به خداراه دوری نمیره..یه موقعی هم قول میدم بازخودم داوطلب شم تاحوصلت ازبیکاری سرنره...

قسم به همه لحظه هایی که استادانه تونستی زندگیوتلخ کنی برام مثه زهرمار.....

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 2:59  توسط ماریان  | 



سوختم در چاه صبر از بهر ان شمع چگل

شاه ترکان فارغست از حال ما کو رستمی؟

در طریق عشقبازی امن و اسایش بلاست

ریش باد ان دل که با درد تو خواهد مرهمی

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست

رهروی باید جهان سوزی نه خامی بیغمی

ادمی در عالم خاکی نمی اید به دست

عالمی دیگر بباید ساخت وزنو ادمی




پی نوشت : انگار حافظ دارد میگوید اندر توصیف احوال ما این روزها ............!






+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 18:51  توسط ماریان  | 



پست قبلیمونو که ایادی استکبار و حزب منافق اجازه ندادن لود بشه گویا...مام میگیم فدای سرتون...

کتبا عرض میکنیم خدمتون کاملا با شرح......


جونم براتون بگه که...یه عکس بود.....بود ..به خدا عکس بود. ..والله...!

یعنی یه عکس بود که توش دوتا عکس کاریکاتور بود تقریبا...

تو یکی از اون عکس ها یه دریا بود...یه قایق با یه ادم بدخت توش و یه جزیزه خشک و خالی با یه ادم بدبخت دیگه توش.....

تو اون یکی عکس هم باز یه دریا بود ...یه قایق هم بود با یه ادم بدبخت توش...یه جزیره خشک و خالی هم بود و دوباره همون ادم بدبخت و بیچاره عکس قبلی هم توش...


میفرمایین که این دوتا عکس که یکی بودن ...و بنده خدای نکرده سر کار گذاشتمتون...ها؟

دقت بفرمایین به ادامه قصه...عرض میکنم....


خلاصه........کجا بودیم؟

ها یادم اومد...اون ادم بدبخته تو قایق توی عکس اولی داره داد میزنه که : خشکی...خشکی..!!

و تو عکس دیگه هم اون ادم بدبخته دوم که تو جزیره است داره داد میزنه که : قایق..قایق..!!


به قول اقای ماندگار قضاوت با شما.......



 گیج نوشت :

دیگه وقتی یه عکس بدون شرح رو میخوایم با شرحش کنیم همین جوری میشه دیگه...شما ببخشین...اگه متوجه داستان نشدین عرض کنین خصوصی....عرض میکنم دقیق..



ا


+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 14:45  توسط ماریان  | 


کاملا بدون شرح........!!


01.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 23:16  توسط ماریان  | 


افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن

مقدمش یارب مبارک باد بر سرو سمن




اینم از عید 90......همینجوری سال ها هی میاد و میره و هی ماهم به هم با دلی خجسته تبریک میگیم..

البته خوبه ..اینجوریشم خوبه....از اونجوریش که بهتره....مگه نه؟


+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 13:32  توسط ماریان  | 

زمان مخابره :   سه شنبه 10 اسفند 1389 - 12:12:12 ب.ظ

رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح : تجسس در امور خصوصی مردم حرام است
حجت الاسلام والمسلمين بهرامي گفت:تجسس در امور خصوصي مردم حرام است

به گزارش اداره کل روابط عمومي و تشريفات قوه قضاييه به نقل از پايگاه اطلاع رساني سازمان قضايي نيروهاي مسلح ،معاون سازمان هاي اجرايي ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر گفت: به دنبال ترويج ارزش ها و معارف و جنبه هاي مثبت تعاليم اسلام بايد باشيم که نتيجه آن دور شدن منکرات از سطح جامعه خواهد بود.
حجت الاسلام والمسلمين محمدکاظم بهرامي که در گردهمايي معاونين سازمان هاي اجرايي ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر سراسر کشور سخن مي گفت، افزود: تلاش کنيم و نگذاريم که مفاسد در جامعه گسترش پيدا کند و ارزش هايي همچون صداقت، اخلاص ، امانتداري،وفاي به عهد و... بر زمين بماند چون هر اندازه فساد شيوع يابد مبارزه با آن سخت تر خواهد شد.
رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح با بيان اين که با شعار کار درست  نمي شود،گفت:طوري نشودکه در روز قيامت از ما در مورد اين فرائض سؤال شود ولي جوابي نداشته باشيم.
وي تأکيد کرد: با همفکري، برنامه ريزي، وحدت رويه و به کارگيري شيوه هاي اجرايي مناسب، اقدامات مؤثرتري در زمينه امر به معروف و نهي از منکر مي بايست انجام دهيم.
حجت الاسلام والمسلمين بهرامي همچنين بر آموزش آمران تأکيد کرد و افزود: تجسس در امور خصوصي مردم حرام است و به رغم وجود آيات و روايات مختلفي در اين باره ولي گاهي بعضي ها حتي به عنوان واجب آن را تلقي مي کنند در حالي ما موظف به برخورد با منکرات علني هستيم نه دخالت در امور خصوصي مردم.
وي افزود: عدم آموزش مناسب آمرين موجب مي شود که فرد ناآگاهانه به جاي اصلاح، روش هاي نادرستي را به کار گيرد که تبعاتي به دنبال دارد.
رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح بزرگترين معروف را تشکيل حکومت اسلامي و بزرگترين منکر را وجود حکومت هاي طاغوت در جهان اسلام برشمرد.

 

سایت قوه قضائیه...


نمیدونم والله....پس جریان ریختن تو خونه مردم و گرفتن مردم به جرم های مختلف از کدوم ایه و حدیث نشات میگیره.... پس جریان این که یکی که دوست داره بره مهمونی و بخنده و حجاب نکنه و بعدشم بره جهنم   به خاطر نخوابیدن یک شب تو بازداشتگاه و از کار بی کار شدن  میگه مرسی من امشب جایی دعوتم...نمیتونم بیام..همون حریم خصوصی هست یا نه؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 12:55  توسط ماریان  | 

توفیق اجباری..

عرض کنم که..

 این روزها معنی واقعی تنهایی رو حس میکنم با تمام احساسم...

اهل منزل برای 2 ماهی تشریف بردند سفر و بنده را تنها گذاشتند

دلمان به این نت عزیز خوش بود که ان هم از دولتی سر دولت عزیز سرعت 512 هم  پاسخگو نیست و

شیرین عقل میشوی وقتی باید ساعتها برای لود یه صفحه وب ناقابل زجه موزه کنی و نمیدانم به که شکایت کنم که برادر مسلمان من..!

والله همه انانی که در نت رفت و امدی دارند در پی براندازی حکومت شما نسیتند به خدا و شاید تنها پی گوشی یا چشمی برای شنیدن هستند...

نکن برادر من.......این طور با اعصاب این احساسات لطیف بنده بازی نکن ...که خیر نخواهی دید به والله..

 

دوستان همگی میفرمایند تنها نمونی خونه...بیا خونه ما... زنگ بزن ما بیام پیشت

اما به جان خودشان حوصله شلوغی و سرو صدا را اصلا ندارم...

نیت کرده ام از این روزها کاملا استفاده کنم ودر تقلا یک زندگی ارام و بی سرو صدا باشم....چیزی که مدت هاست شاید تبدیل به ارزو شده...

باشد که ان شاالله نصیب همگی شود این همه ارامش و نمیدانم شاید اندکی هم تنهایی ملال اور..


+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 22:52  توسط ماریان  | 






تقدیم به همه زنان و مردان  ،
 چه روشن ضمیر و آگاه  چه دربند و اسیر افکار سیاه ....

تقدیم به همه ...

چه آنهائی که می دانند  ، چه آنهائی که نمی دانند ...

آنهائی که اقرار می کنند و آنانی که انکار ....



من به زنِ وجودم افتخار مي کنم

دلم می خواهد زن باشم... یک زن آزاد... یک زن آزاده

من متولد می شوم، رشد می کنم

 تصمیم می گیرم و بالا می روم.

 من گیاه و حیوان نیستم. جنس دوم هم نیستم.

 من یک روح متعالی هستم؛ تبلوری از مقدس ترین ها !

ـ من را با باورهایت تعریف نکن ! بهتر بگویم تحقیر نکن!

ـمن آنطور که خود می پسندم لباس می پوشم

قرمز، زرد، نارنجی ،

برای خودم آرایش می کنم

 گاهی غلیظ

می رقصم- گاه آرام ، گاه تند،

می خندم بلند بلند بی اعتنابه اینکه بگویند جلف است یا هر چیز دیگر...

 برای خودم آواز می خوانم حتی اگرصدایم بد باشد و فالش بخوانم،

 آهنگ میزنم و شاد ترین آهنگ ها را گوش می دهم،

مسافرت میروم حتی تنهای تنها ...

.حرف می زنم، یاوه می گویم و گاهی شعر،

 اشک می ریزم! من عشق می ورزم......ـمن می اندیشم...

من نظرم را ابراز می کنم حتی اگر بی ادبانه باشد و مخالف میل تو،

 فریاد می کشم و اگر عصبانی شوم دعوا می کنم...

  حتی اگر تمام این ها باآنچه تو از مفهوم یک زن خوب در ذهن داری مغایر باشد.ـ

 

زن من یک موجود مقدس است؛

نه از آن ها که تو در گنجه می گذاریشان یا در پستوقایم می کنی

تا مبادا چشم کسی به آن بیفتد.

نه بدنش و نه روحش را نمی فروشد،حتی اگر گران بخرند.

 اما هر دو را هر وقت دوست داشته باشد هدیه می دهد؛

به هرکه بخواهد، هر جا 

 

 

زن من یک موجود آزاد است.

 اما به هرزه نمی رود.

 نه برای خاطر تو یا حرف دیگری؛

به احترام ارزش و شأن خودش.

 با دوستانش، زن و مرد، هر جایی بخواهد می رود،

 حتی به جهنم!ـ

 

زن من یک موجود مستقل است.

نه به دنبال تکیه گاه می گردد که آویزش شود،

 نه صندلی که رویش خستگی در کند

 و نه نردبان که از آن بالا برود.

 

 

زن من به دنبال یک همسفر است،

 یک همراه، شانه به شانه.

 گاه من تکیه گاه باشم گاه او.

 گاه من نردبان باشم ،

 گاه او.

 مهر بورزد و مهر دریافت کند.

 

زن من کارگر بی مزد خانه نیست

 که تمام وجودش بوی قورمه سبزی بدهد

و دست هایش همیشه بوی پیاز داغ؛

 که بزرگترین هنرش گلدوزی کردن و دمکنی دوختن باشد.

 روزهابشوید و بساید

 و عصرها جوراب ها و زیر پوش های شوهرش را وصله کندـ

 

زن من این ها نیست که حتی اگر تو به آن بگویی کد بانو!!!! ـ

 

در خانه ی زن من کسی گرسنه نیست ،

بچه ها بوی جیش نمی دهند،

 لباس ها کثیف نیستند و همیشه بوی عطر غذا جریان دارد؛ 

 اگر عشق باشد، اگر زندگی باشد!ـ

 

زن من یک موجود سنگیِ بی احساس و بی مسئولیت هم نیست؛

 ظرافتش، محبتش، هنرش،فداکاریش ، شهوتش و احساسش را آنگونه که بخواهد خرج می کند؛برای آنهایی که لایق آن هستند.ـ

 

زن من تا جایی که بخواهد تحصیل می کند،

 کارمی کند،در اجتماع فعال است و برای ارتقاء خویش تلاش می کند.

 نه مانع دیگران می شود و نه اجازه می دهد دیگران اورا از حرکت بازدارند.

گاهی برای همراهی سرعتش را کم می کند

 اما از حرکت باز نمیایستد.

دستانش پر حرارتند و روحش پر شور؛

 

من یک زنم ...

 نه جنس دوم...

 نه یک موجود تابع...

 نه یک ضعیفه ...

 نه یک تابلوی نقاشی شده،

 نه یک عروسک متحرک برای چشم چرانی،

نه یک کارگر بی مزد تمام وقت،

نه یک دستگاه جوجه کشی.ـ

 

من سعی می کنم آنگونه که می اندیشم باشم ،

 بی آنکه دیگری را بیازارم...

 فرای تمام تصورات کور،

هنجارهای ناهنجار، تقدسات نامقدس!ـ

 

باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانت کنم،

 بی تفاوت و بی احساس باشم،

 بی ادب و شنیع باشم،

 بی مبالات و کثیف باشم.

 اگر نبوده ام و نیستم ،

نخواسته ام و نمی خواهم.ـ

 

 

آری؛ زن من عشق می خواهد و عشق می ورزد،

 احترام می خواهد و احترام می کند. ـ

 

من به زن وجودم افتخار می کنم،

 هر روز و هر لحظه ...

 من به تمام زنان آزاده وسربلند دنیا افتخار می کنم

 و به تمام مردانی که یک زن را اینگونه می بینند

 وتحسین می کنند

آری؛ زن من عشق می خواهد و عشق می ورزد، احترام می خواهد و احترام می کند. ـ

 




پی نوشت:
.
گاهی از میون همه ایمیل هایی که دریافت میکنم..بعضی هاشون بدجوری به دلم می شینن..
این متن هم جز همون دسته از میل ها بود...
گفتم شاید خالی از لطف نباشه اگه بزارم تو وبم تا دوستان هم فیضی ببرند علی الخصوص جماعت اناس.......




+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 0:51  توسط ماریان  |